3 نوع مهم استراتژی ها و تعریف آن ها 🔰 (بخش دوم)

ارزیابی عملکرد و استراتژی
  • مقدمه

    در این مقاله به انواع استراتژی به کار گیری در سازمان ها می پردازیم و راجع به هر کدام به صورت جداگانه بحث می کنیم و اینکه انواع استراتژی چه مزایایی می تواند برای شرکت داشته باشد و اهمیت هر یک از آن ها با توجه به نوع محصول و خدمت ارائه شده سازمان ها به چه صورت است.

    یک خلاصه ای از مطلب قبلی داشته باشیم که موضوع استراتژی، تاریخچه و اینکه استراتژی به معنی یک نوع جهت گیری ذهنی است که ما یک مجموعه ای از اهداف را در قالب یک چشم انداز میسر می کند و میتوانیم انطور بیان کنیم که استراتژی یک ماهیت خواسته ای است نه داشته ای. در ادامه به اهمیت تعیین استراتژی ها و مزایایی آن در سازمان پرداختیم. برای خواندن مطلب قبلی کلیک کنید.

    استراتژی و جایگاه آن

    هر سازمانی که متولد می شود و در طول دوره ی حیات کسب و کار خودش همواره اهداف مشخص و معینی دارد و در جهت تداوم حیات خود برنامه ریزی می کند.

    دنیای رقابتی و پرتنش و رشد سریع تکنولوژی و کسب و کار ها باعث شده که سازمان ها به فکر تعیین استراتژی و بروزرسانی آن باشند بنابراین با وجود چشم انداز ها، ماموریت و اهدافی که تعیین شده به دنبال بقا و ماندگاری در عرصه ی رقابت و فعالیت کاری خود هستند. پس سازمان ها در موقعیت ها و محیط های متفاوت در جهت رسیدن به اهدافی که مشخص شده می توانند استراتژی های متفاوتی داشته باشند.

    استراتژی سطح کل سازمان

    در ابتدا باید سطح کلان شرکت را در نظر گرفت و با توجه به موقعیت ها و شرایط داخلی و بیرونی استراتژی تعیین کرد تا بتواند در مسیر حرکت به سمت اهداف کمک کند.

    سپس در سطح کسب و کار نیز با توجه به استراتژی های در نظر گرفته شده برای سطح کلان، استراتژی ها را مشخص کرد. که با توجه به استراتژی در قالب کلی سازمان منجر به موفقیت در میدان رقابت شود.

    نظر به این که در دو سطح کلان و واحد کسب و کار شباهت های زیادی وجود دارد می تواند برای هر دو یک دسته استراتژی تعریف کرد.

    انواع استراتژی

     انواع استراتژی

    • استراتژی هدایتی (هدف گیری به سمت رشد)
    • استراتژی پرتفولیو (هماهنگی جریان های نقدی بین واحد های کسب و کار)
    • استراتژی های سرپرستی (ایجاد هم افزایي از طریق توسعه و تسهيم منابع)

    استراتژی هدایتی

    هر شرکت تولیدی یا خدماتی باید از یک استراتژی در سطح بنگاه پیروی کند تا موقعیت رقابتی را تحکیم ببخشد.

    هر استراتژی هدایتی از سه جهت گیری حرکتی به سمت رشد تشکیل شده است که عبارتند از:

      1. استراتژی های رشد، فعاليت های سازمان را توسعه مي دهند.
      2. استراتژی های ثبات، تغييری در فعاليت های فعلي سازمان نمي دهند.
      3. استراتژی های كاهش، سطح فعاليت های سازمان را كاهش مي دهند.

    1-1-استراتژی رشد

    میتوان گفت که بهترین استراتژی در سطح سازمان ها برای مؤسسات تجاری، آن هایی هستند كه موجب رشد و افزایش در فروش، دارایي ها، سودها یا تركيبي از همه آنها مي شوند.

    انواع اصلی استراتژی رشد
          1. استراتژی تمرکز: در این نوع استراتژی فقط بر روی یک نوع محصول یا خدمت تمرکز می کنند.

    استراتژی اساسي تمركز شامل دو مورد زیر است:

    1-1-استراتژی یكپارچكي عمودی

    1-2-استراتژی یكپارچكي افقي

          1. استراتژی تنوع: این استراتژی با ورود یا ادغام با یک محصول و خدمت دیگر ترکیب می شود.

    دو نوع اصلي استراتژی تنوع عبارتند از:

    2-1-تنوع همگون

    2-2-تنوع ناهمگون

    روش اجرایی استراتژی رشد
          1. داخلي، از طریق سرمایه گذاری در طراحي و توسعه محصول / خدمت جدید
          2. خارجي از طریق ادغام، خریداری سازمان های دیگر

    1-2-استراتژی ثبات

    ممكن است یک سازمان استراتژی ثبات را بر استراتژی رشد ترجيح دهد و به فعاليت های فعلي خود ادامه بدهد بدون اینكه تغيير چشمگیری در آنها ایجاد کند.

    سازمانی كه موفق است و در محيط قابل پيش بيني و با ثبات فعاليت مي كند ميتواند یكي از انواع استراتژی های ثبات را برای خود تعیین کند.

    لازم به ذکر است استراتژی ثبات در کوتاه مدت مفید هستند و در بلند مدت ممکن است خطرناک باشد.

    انواع استراتژی ثبات
          1. استراتژی توقف یا آغاز محتاطانه

    این استراتژی در واقع نوعي فرصت یا وقفه است، فرصتي برای استراحت قبل از ادامه هریک از استراتژی های رشد یا كاهش.

    وقتي سازمانی كه برای مدت زمان زیادی از نرخ رشد سریعي برخوردار بوده است با آینده ای غيرقابل پيش بيني مواجه مي شود، ميتواند از این استراتژی به عنوان یک استراتژی موقتي استفاده كند بنابریان منابع خود را ترميم و متمركز كند. به عبارت دیگر تا بهبود اوضاع محيط، ميتواند از این استراتژی استفاده کند.

          1. استراتژی عدم تغییر

    استراتژی عدم تغيير، تصميم بر انجام ندادن كار جدیدی است، یعني تصميم به ادامه فعالیت های فعلي به خاطر اینكه آینده قابل پيش بيني نيست.

    اگر چه به سختي ميتوان نام آن را استراتژی نهاد، موفقيت این استراتژی در روی ندادن تغيير مهمي در موقعيت شركت است.

    شركت هيچ فرصت یا تهدید بارز و مشخصي را در مسیر رسیدن به اهداف مشاهده نمي كند و نقطه ضعف یا نقطه قوت برجسته ای ندارد. در این صنعت، رقبای جدید و قوی وارد نمي شوند و شركت سود آوری خوبي دارد.

    آرامش محيط ، باعث مي شود كه مدیران شركت استراتژی عدم تغيير را دنبال كنند. همانطور که گفته شد استراتژی های عدم تغییر و ثبات عموما برای کوتاه مدت مناسب هستند و در کوتاه مدت خطرناک می باشند.

          1. استراتژی سود

    استراتژی سود، تصميمي است مبني بر انجام ندادن فعالیت جدید در وضعيتي كه در حال بدتر شدن است. اما شركت در عين حال به گونه ای  عمل مي كند كه انگار مشكلاتش موقتي اند.

    استراتژی سود عبارت است از تلاش برای حمایت مصنوعي از سودها، درحالي كه فروش های شركت براثر كاهش سرمایه گذاری و هزینه های اولیه در كوتاه مدت، در حال كاهش است.

     

    1-3-استراتژی کاهش

    زمانی اتخاذ می شود كه موقعيت رقابتي سازمان، محصولات و خدماتشان، به حدی ضعيف است كه باعث ضعيف شدن عملكرد آن مي شود. در این شرایط مدیران ترغيب مي شوند استراتژی عقب نشيني را انتخاب كنند. برای مثال تولید آن محصول یا خدمت را متوقف کنند.

    به عبارت دیگر وقتي فروش سازمان درحال كاهش است و سود آن در حال تبدیل شدن به زیان مي باشد، ممكن است مدیران سازمان استراتژی کاهش (که زیر مجموعه استراتژی های هدایتی است) را انتخاب كنند. این دسته از استراتژی ها ، فشار زیادی برای بهبود عملكرد وارد مي كنند.

     

    استراتژی پرتفولیو

    در واقع پورتفولیو مفهومی است که در بازاریابی و مدیریت سرمایه کاربرد زیادی دارد. چگونگی انتخاب، مدیریت و نحوه انجام آن در پیشرفت سازمان ها و کسب و کارها تاثیر چشمگیری دارد.

    این استراتژی ها مجموعه ای از سرمایه گذاری هایی است که در نهایت منجر به بیشترین سود می شوند. براساس تجزیه و تحليل پرتفوليو، مراكز اصلي شركت مانند یك بانكدار داخلي عمل مي كنند.

    مدیران ارشد، خطوط تولید و واحدهای تجاری سازمان را به عنوان سرمایه گذاری می بینند و انتظار دارند که بالاترین سود را داشته باشند. به همین خاطر مدیران سازمان تلاش می کنند واحدهای تجاری و خطوط تولید را طوری به کار گیرد که حداکثر سود را برای سازمان به دست آورند.

    آن دسته از سازمان هایی كه چندین واحد تجاری یا خط توليد نيز دارند باید از خود بپرسند كه چگونه باید آنها را اداره كنند تا عملكرد كلان شركت بهتر شود.

    در این روش، مدیریت ارشد واحدهای تجاری و خطوط توليد، خود را در جایگاه یک سری سرمایه گذاری های صورت گرفته فرض مي كند كه انتظار دارد سود آور و ثمر بخش باشند.

    استراتژی سرپرستی

    استراتژی سرپرستي، شركت را از نوع منابع و توانمندی های قابل استفاده آن، در ایجاد ارزش مورد نظر مدیران سازمان، مورد توجه قرار مي دهد. بنابرنظر گولد والكساندر، شركت هایي كه به چند فعاليت مي پردازند از طریق فعاليت های خود ارزش خلق مي كنند. بنابراین بهترین شركت های مادر مي توانند در مقایسه با رقبای خود، ارزش بيشتری خلق كنند به شرط آنكه مالكيت و منابع آن فعاليت در اختيارشان باشد و بتوانند یک مزیت رقابتی برای خود ایجاد کنند.

    این شركت ها همان چيزی را دارند كه ما به آن، مزیت سرپرستي مي گویيم .

    انواع استراتژی

    نتیجه

    برای درک مطالب ارائه شده تا این مقاله می توان به دیدن این ویدیو در سایت نماوید مراجعه کنید و فقط با کلیک اینجا می توانید به ویدیو دسترسی داشته باشید.

     

    برای خواندن مطلب قبلی درباره تعریف استراتژی، تاریخچه، اهمیت و مزایای آن کلیک کنید.

     

    فاطمه حسین زاده

    مطالب زیر را حتما بخوانید:

      چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد. 

    1. sdfs گفته؛
      15:30 1401/09/12

      dfs

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    لینک کوتاه: