استراتژی مدیریت نوآوری و انواع آن کدام اند؟

استراتژی مدیریت نوآوری و انواع آن کدام اند؟
  • امروزه استراتژی مدیریت نوآوری یک مورد مهم برای اکثر مشاغل است. اگر انجام این کار یک اولویت برای کسب و کار شما نیست، در معرض خطر عرضه محصولات راکد و تکراری قرار می گیرید و ممکن است شکست بخورید.

    در این مقاله  برای درک اهمیت مدیریت ایده های جدید در رابطه با مدیریت نوآوری بحث می شود. در پایان دانشی را خواهید داشت که نه تنها برای ترسیم چشم انداز خود برای نوآوری استراتژی، بلکه برای اجرای آن چشم انداز نیاز دارید.

    مدیریت نوآوری چیست؟

    مدیریت نوآوری یا یک سیستم مدیریت نوآوری، فرآیند مدیریت ایده های جدید، از ایده پردازی تا اقدام و تبدیل آنها به واقعیت است. این رویکرد دارای چهار مرحله مجزا است:

    • ایجاد – طوفان فکری و ورودی کارکنان برای کشف مفاهیم پنهان.
    • انتخاب کردن – ثبت ایده ها به روشی که به راحتی با سهامداران کلیدی قابل اشتراک گذاری باشد.
    • ارزیابی – بحث و انتقاد از ایده های نوآورانه برای دیدن اینکه آیا آنها با نیازهای شما مطابقت دارند یا خیر.
    • اولویت بندی – تصمیم گیری در مورد اینکه کدام ایده های نوآورانه برای به حداکثر رساندن زمان و سایر منابع در شرکت شما اجرا می شود.

    مدیریت نوآوری نسبت به  اهداف تجاری سطح بالایی که ارزش قابل توجهی برای سازمان شما ایجاد می کنند، اطلاع پیدا می کند. به منظور اجرای فرآیندهای مدیریت نوآوری موثر، شما نیاز به ارتباط عالی بین کارکنان در تمام سطوح و یک محیط مشارکتی برای کشف ایده های نوآورانه اضافی دارید.

    چرا مدیریت نوآوری سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است؟

    سازمان هایی که نوآوری ندارند، همانند شرکت های Blockbuster، Borders، Polaroid و Kodak، کسب و کارشان از بین می رود. توجه داشته باشید که این‌ها فروشگاه‌های مادر و پاپ یا استارت‌آپ‌های اولیه نیستند، بلکه برندهای غول‌پیکری هستند که منابع زیادی داشتند و در یک بازه زمانی بر صنایع خود تسلط داشتند. اگر برندهایی همانند موارد ذکر شده می توانند به دلیل کمبود نوآوری از بین بروند، پس هر شرکتی می تواند در معرض خطر باشد.

    اما نوآوری به تنهایی کافی نیست بلکه نیازمند یک فرهنگ مشارکتی است که کارکنان را تشویق به ارائه ایده‌های عالی کند و از کسانی که روحیه کارآفرینی دارند حمایت کند. در غیر این صورت، این کارمندان انگیزه کمی برای صحبت کردن و ارائه بینش خود خواهند داشت، چه در سطح پایین شرکت باشند و چه در یک موقعیت مدیریتی سطح بالاتر. با مدیریت و تشویق نوآوری می توانید محصولات جدید را کشف کنید، هزینه ها را کاهش دهید و روند توسعه خود را به میزان قابل توجهی ارتقا دهید.

    مقاله پیشنهادی:   استراتژی کسب و کار چیست و انواع آن کدام است؟ (بخش اول)

    چرا مدیریت نوآوری سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است؟

    ستون های کلیدی مدیریت نوآوری

    چهار رکن کلیدی برای مدیریت نوآوری وجود دارد که عبارتند از: شایستگی، ساختار، فرهنگ و استراتژی.

    از آنجایی که هر ایده جدیدی را می توان به عنوان نوآوری در نظر گرفت، به این نکته کمک می کند که این ستون ها را در ذهن داشته باشید تا سازماندهی شده بمانید.

    شایستگی

    شایستگی های اصلی شما چیزهایی هستند که شرکت شما در داخل به بهترین شکل و همچنین بهتر از رقبا انجام می دهد. از نظر مدیریت نوآوری، تشخیص شایستگی های کارکنان از شایستگی های سازمان شما به طور کلی مفید است. کارمندان شما ممکن است شایستگی های یکباره ای داشته باشند که در زمینه های محدود اعمال می شود.

    بنابراین برای شایستگی سازمانی باید به دنبال توانایی های زیر باشید:

    • کار با شرکای خارجی و ذینفعان.
    • به حداکثر رساندن ارزش منابع فعلی
    • تعیین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت مشخص.
    • سیستم های مدیریت استراتژی برای دستیابی به اهداف و بررسی پیشرفت.

    داشتن فردی در سازمان شما که قبلاً در زمینه مدیریت نوآوری تجربه داشته باشد، مفید است. با این حال، با ذهنیت صحیح و تمرکز بر بهبود شایستگی شرکت خود در این زمینه می توانید آن را به یک نقطه قوت اصلی تبدیل کنید.

    ساختار

    ساختار به سیستم ها و فرآیندهای تجاری موجود در سازمان اشاره دارد. کنترل نوآوری ضروری است و ساختار آن همان چیزی است که انجام آن را ممکن می کند. به عنوان مثال، اگر مدیریت با ایده های کارکنان به گونه ای برخورد کند که گویی کارمندان یکبار یک تغییرعمده را پیشنهاد می کنند، ممکن است مدیران نسبت به این ایده شک و آن را نادیده بگیرند. چنین نگرشی به این معنی است که بسیاری از ایده‌ها ممکن است هرگز شنیده نشوند یا بدون بررسی منصفانه رد شوند.

    فرهنگ

    وقتی نوبت به مدیریت نوآوری می رسد، فرهنگ یا موفقیت شما را بزرگتر می کند یا به شدت از آن کم می کند. فرهنگ صحیح افراد نوآور را جذب و حفظ می کند، در حالی که فرهنگ نادرست آنها را دور می کند.

    رفتارها و جنبه های فرهنگی که به نوآوری کمک می کنند عبارتند از:

    • برنده شدن بهترین ایده
    • سرعت رشد و سهم در بازار
    • یادگیری مداوم
    • در هر بخش از فرایند ممکنه شکست وجود داشته باشد

    استراتژی

    به طور خلاصه، استراتژی شما برنامه ریزی بلندمدتی است که برای سازمان خود به منظور رسیدن به اهداف مالی و سایر اهداف خود در نظر گرفته اید. با استراتژی درست می توانید ایده های جدید را با اطمینان راه اندازی کنید و از بین چندین گزینه مسیر درست را انتخاب کنید. استراتژی همچنین شامل تخصیص منابع است و باید فرآیند مدیریت نوآوری شما را بر اساس منابع موجود اطلاع دهد. این تخصیص ممکن است در طول زمان تغییر کند، زیرا منابع بیشتر (یا کمتر) را به سمت توسعه ایده‌های جدید تغییر می‌دهید.

    مقاله پیشنهادی:   طرح توجیه اقتصادی چیست؟

     نوآوری های مختلف به سبک های مدیریتی متفاوتی نیاز دارند:

    نوآوری باز

    این رویکرد برعکس نوآوری بسته است که در آن تمرکز فقط بر ایده های داخلی است. با نوآوری باز شما به ایده های نیروی کار خود محدود نمی شوید. در عوض می توانید با شرکای تجاری خارجی، کارآفرینان و استعدادهای جدید در سایر صنایع همکاری کنید تا به رشد استراتژی کمک کنید.

    مالکیت معنوی ایجاد شده بین شما و فروشندگان، شرکای برون سپاری و سایرین در شبکه شما در نهایت می تواند به نفع هر دو طرف به اشتراک گذاشته شود. نوآوری باز می تواند مزیت رقابتی قابل توجهی را ارائه دهد زیرا شما به جریان وسیع تری از ایده ها و همچنین کارشناسان و تیم های جدید برای ارزیابی و اجرای این مفاهیم دسترسی دارید.

    نوآوری افزایشی

    این نوآوری با توجه به ابزارها، بازارها و فرآیندهای تجاری موجود برای فرصت‌ها، مانع کمتری برای تغییر ایجاد می‌کند. به همین دلیل و از آنجایی که امکان کنترل بیشتر نوآوری را فراهم می کند، این روش برای بسیاری از شرکت ها راهی مرسوم برای شروع نوآوری است.

    ممکن است شرکت شما قبلاً یک سیستم مدیریت نوآوری افزایشی داشته باشد بدون اینکه متوجه باشد، زیرا بسیاری از سازمان‌ها فاقد سیستم‌هایی برای نظارت، جذب و تقویت ایده‌های نوآورانه طبیعی هستند. بنابراین نوآوری افزایشی در ظاهر آسان است، اما به رهبرانی زیرک نیاز دارد که فرآیند و اهمیت تشویق نوآوری را درک کنند.

    نوآوری پایدار

    این نوع نوآوری بیشتر برای مدیرانی مناسب است که بانک اطلاعاتی از بازار خود دارند. آنها می دانند که مشکلات مشتریانشان چیست و چگونه آنها را حل کنند. فقط باید بررسی کرد که چگونه آن را به بهترین نحو انجام دهند.

    نوآوری مخرب می تواند با ریسک بالاتر همراه باشد که شامل استفاده از فناوری‌ها یا ایجاد راه‌حل‌های جایگزین است که برای سازمان شما  و همچنین برای بازار جدید است. نمونه ای از نوآوری های مخرب آیفون است. اولین آیفون یک دسته کاملاً جدید ایجاد کرد  که عبارت بود از تلفن هوشمند با صفحه لمسی. هنگامی که منتشر شد، دیگر شرکت ها و بازار مصرف را شگفت زده کرد.

     

    ستون های کلیدی مدیریت نوآوری

    چالش های برتر در مدیریت نوآوری

    مدیریت نوآوری آسان نیست و شما در مسیر خود با موانع داخلی و خارجی مواجه خواهید شد. بیایید به برخی از چالش های رایج تر و نحوه گذر از آنها نگاه کنیم.

    • چارچوب های مدیریت از بالا به پایین

    چارچوب های مدیریت مانند “بالا به پایین” چالش هایی را برای هر سازمان که به دنبال نوآوری است ایجاد می کند. جهان با ده سال پیش بسیار متفاوت است، چه برسد به چندین دهه پیش که بسیاری از سیستم های مدیریتی اختراع شدند. این نوع ارتباط اجازه می دهد تا ارتباطات شفاف باقی بماند و ایده های عالی قبل از اینکه فرصتی برای ایجاد ارزش برای کسب و کار شما داشته باشند، از بین نروند.

    • فرهنگ فاقد ذهنیت رشد است
    مقاله پیشنهادی:   ساختار سازمانی تفصیلی

    تفاوت قابل توجهی بین فرهنگ های سازمانی وجود دارد که این دیدگاه را قبول دارند و فرهنگ هایی که دارای طرز فکر رشد هستند. اگر در سازمان برای خود ذهنیت رشد نداشته باشید، هر کاری که انجام دهید به بن بست می رسید.به عنوان مثال، کارکنان انگیزه کافی برای کار روی خودشان (یادگیری مستمر) یا محصولات شما را ندارند. همین امر در مورد تیم بازاریابی شما نیز صدق می کند که به مخاطبان هدف خود نگاه می کنید. در عوض باید مشخص کنید که در سازمان شما یک ذهنیت رشد لازم است، نه اختیاری.

    زیرساخت ضعیف

    شما می توانید با توجه نوآوری، تمام خدماتی را که می خواهید ارائه دهید و ادعا کنید که برای شرکت شما بسیار مهم است. با این حال بدون سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مناسب برای آزمایش ایده‌های جدید خود، به ندرت می توانید راه‌حل‌های نوآورانه را اجرا کنید.

    بدون استراتژی

    اگر نمی دانید به کجا می خواهید بروید، احتمالاً بیشتر تلاش های شما به هدر می رود. فقدان استراتژی یک مسیری به سمت متوسط ​​یا حتی یک تجارت شکست خورده است. نوآوری در خلاء اتفاق نمی افتد. نوآوری به راهنمایی در قالب مدیریت قوی و اعضای تیم ماهر نیاز دارد که در چشم انداز شرکت مشترک باشند. با یک استراتژی، تیم ها شانس بسیار بیشتری برای غلبه بر مشکلات دارند، زیرا می توانند منابع خود را بهینه کنند و خلاقیت خود را به سمت یافتن راه حل ها هدایت کنند. همه چیز باید در خدمت اهداف عالی کسب و کار شما باشد، در غیر این صورت تلاش ها اتلاف منابع است.

    KPI برای اندازه گیری نوآوری

    شما نمی توانید آنچه را که اندازه گیری نمی کنید، مدیریت کنید. با این حال، در مورد نوآوری، اندازه‌گیری پیشرفت آسان‌تر از انجام آن است. در اینجا چند شاخص عملکرد کلیدی وجود دارد که به شما امکان می دهد پیشرفت را سازماندهی و به طور مؤثرتری اندازه گیری کنید:

    معیارهای ورودی

    با توجه به مدیریت نوآوری، معیارهای ورودی جنبه‌های قابل سنجش فرآیند شما هستند. به عنوان مثال، درصد بودجه تحقیق و توسعه شما برای نوآوری.

    معیارهای خروجی

    معیارهای خروجی، معیارهای قابل اندازه گیری هستند که با نتایج واقعی که در نظر گرفتید مرتبط هستند. به عنوان مثال، تعداد محصولات جدیدی که در یک دوره معین به بازار می آورید یک معیار خروجی است. مثال دیگر میزان درآمد جدیدی است که از فرآیند نوآوری شما ایجاد می شود.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    فاطمه حسین زاده

    مطالب زیر را حتما بخوانید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه: