تورم و علل آن

پیش بینی تورم
  • تورم به عنوان یکی از رایج ترین کلمات استفاده شده در اقتصاد می باشد. تورم باعث می شود که کشورها در یک دوره طولانی بی ثباتی را تجربه کنند. معمولا بانک های مرکزی به عنوان منبع اصلی اعلام نرخ تورم در نظر گرفته می شوند. در اکثر کشورها سیاستمداران در رقابت های انتخاباتی خودشان یک سری وعده هایی را در مورد مقابله با تورم می دهند. همچنین در ایالات متحده تورم به عنوان دشمن شماره یک عمومی در نظر گرفته می شود. با توجه به موارد بیان شده این سوال مطرح می شود که تورم چیست و چرا اهمیت دارد؟

    در یکی از بهترین تعریف های ارائه شده تورم میزان گران تر شدن یک مجموعه از کالاها و خدمات را در طول یک دوره زمانی مشخص (معمولا یکسال) اندازه گیری می کند. در یک تعریف دیگر تورم به عنوان کاهش قدرت خرید یک واحد پولی مشخص در طول یک دوره زمانی بیان شده است.در ساده ترین حالت می توان تورم را بصورت نرخ افزایش قیمت ها در یک دوره زمانی مشخص تعریف کرد.

     معمولا تورم بک ابزار سنجش گسترده ای می باشد، به نحوی که افزایش کلی در قیمت ها یا افزایش در هزینه زندگی یک کشور را نشان می دهد. ولی تورم می تواند به صورت دقیق تر محاسبه شود؛ برای مثال می تواند برای کالاهای خاصی، همانند غذاها یا خدمات، همانند آرایشگری محاسبه شود. در هر زمینه ای تورم بیان کننده میزان گران تر شدن یک مجموعه از کالا ها و/یا خدمات در طول یک دوره زمانی می باشد.

    شاخص های اندازه گیری تورم

    در منابع اقتصادی پایه و اساس شاخص های تورم عبارت از دو شاخص پاشه و لاسپیرز می باشد که در هر دو مورد قیمت دوره زمانی فعلی به قیمت دوره زمانی صفر محاسبه می شود و تفاوت این دو روش در نظر گرفتن کالا در دوره زمانی فعلی یا در دوره زمانی صفر می باشد. بدلیل اینکه این دو شاخص انحراف دارند شاخص هایی از قبیل انگل برای کاهش این انحراف ارائه شدند ولی در حال حاضر رایج ترین شاخص های مورد استفاده عبارت از شاخص قیمت مصرف کننده، شاخص قیمت تولید کننده و شاخص قیمت تولید کننده می باشد که در ادامه بیان می شوند.

    شاخص قیمت مصرف کننده[1] (CPI)

    هزینه زندگی مصرف کنندگان بستگی به قیمت های مربوط به کالاها و خدمات و سهم هر یک از آنها در بودجه خانوار دارد. نهادهای دولتی به منظور اندازه گیری هزینه زندگی مصرف کنندگان، آیتم های موجود در سبدهای زندگی افراد را شناسایی می کنند و هزینه خرید این سبد را در طول یک دوره زمانی بررسی می کنند (هزینه های خانه داری شامل رهن و اجاره است که اصلی ترین مولفه در سبد مصرفی ایالات متحده و اکثر کشورها می باشد).

     هزینه این سبد در در یک دوره زمانی نسبت به سال پایه به عنوان شاخص قیمت مصرف کننده یا CPI در نظر گرفته می شود و درصد تغییر در CPI در یک دوره زمانی به عنوان تورم قیمتی مصرف کننده می باشد که پرکاربردترین شاخص تورم می باشد. برای مثال در صورتیکه CPI سال پایه 100 و CIP سال فعلی برابر با 110 باشد، در این صورت تورم در طول دوره برابر با 10 خواهد بود.

    شاخص قیمت عمده فروشی[2] (WPI)

    WPI به عنوان دومین شاخص رایج اندازه گیری تورم، تغییرات موجود در قیمت کالاها در انباره ها و قبل از سطح خرده فروشی را اندازه گیری می کند. هر چند که آیتم های در نظر گرفته شده برای WPI مابین کشورهای مختلف متفاوت می باشد، ولی در اغلب مواقع شامل آیتم های موجود در سطح تولیدی یا عمده فروشی می باشد. برای مثال تعیین قیمت پنبه، قیمت های پنبه خام، نخ بافندگی، کالاهای خاکستری پنبه و تهیه لباس پنبه ای را شامل می شود.

    شاخص قیمت تولید کننده[3] (PPI)

    شاخص قیمت تولید کننده یک گروه از شاخص هایی می باشد که تغییرات متوسط مربوط به قیمت های فروش دریافت شده توسط تولید کنندگان داخلی کالاهای واسطه ای و خدمات را در طول زمان اندازه گیری می کند. PPI تغییرات قیمت را از نقطه نظر فروشنده اندازه گیری می کند و با CPI که تغییرات قیمت را از نقطه نظر خریدار بررسی می کند، متفاوت می باشد.

    تورم خوب یا بد است؟

    معمولا تورم بالا به عنوان یک مورد مضر برای اقتصاد در نظر گرفته می شود، این در حالی است که تورم بسیار پایین هم برای اقتصاد خطرناک است. اکثر اقتصاد دانان طرفدار یک نرخ تورم متوسط هستند که این نرخ در کشورهای توسعه یافته در حدود 2 درصد می باشد.

    تا زمانیکه درآمد اسمی خانوارها که بر اساس پول رایج دریافت می شود، به اندازه قیمت ها افزایش پیدا نکند، به دلیل اینکه خانوارها مقدار خرید کمتری خواهند داشت، وضعیت آنها بدتر خواهد شد. به بیان دیگر قدرت خرید یا واقعی (تعدیل شده بر اساس تورم) درآمد کاهش می یابد. درآمد واقعی نشان دهنده استاندارد زندگی می باشد. زمانیکه درآمد واقعی رشد پیدا می کند، استاندار زندگی هم افزایش پیدا می کند و در حالت معکوس، در صورت کاهش درآم واقعی، شاهد کاهش استاندارد زندگی خواهیم بود.

    در واقعیت قیمت ها در مراحل مختلف تغییر پیدا می کنند. برخی از قیمت ها، همانند قیمت محصولات مبادله شده، به صورت روزمره تغییر می یابند؛ سایر موارد از قبیل دستمزدهای مشخص شده در قرارداد، در فاصله زمانی بیشتری تعدیل می شوند. در یک محیط تورمی، افزایش ناهموار قیمت ها منجر به کاهش قدرت خرید مصرف کنندگان می شود و این کاهش درآمد واقعی بزرگترین سیگنال هزینه ای برای تورم می باشد.

    همچنین تورم می تواند منجر به انحراف قدرت خرید برای دریافت کنندگان و پرداخت کنندگان نرخ های بهره تثبیت شده در طول زمان شود. برای مثال می توان افراد بازنشسته ای را بیان کرد که مستمری بازنشستگی آنها در طول هر سال به میزان 5 درصد افزایش پیدا می کند. از طرف دیگر یک قرض گیرنده ای که نرخ بهره ثابت 5 درصدی را پرداخت می کند، از 5 درصد تورم منتفع خواهد شد چرا که نرخ بهره واقعی برابر با صفر (نرخ بهره اسمی منهای نرخ تورم) خواهد بود. در صورتیکه نرخ تورم بالاتر باشد، تا زمانیکه درآمد قرض گیرنده از طریق تورم افزایش پیدا کند، متقاضیان بیشتری برای وام وجود خواهد داشت. البته درآمد واقعی قرض دهنده کاهش پیدا می کند. تا زمانیکه تورم در نرخ های بهره اسمی در نظر گرفته نشود، قدرت خرید برخی افراد کاهش و قدرت خرید سایر افراد افزایش پیدا خواهد کرد.

    واقعیت این است که اکثر کشورها با مشکل تورم مواجه هستند (و برخی کشورها با تورم شدید مواجه هستند به نحوی که تورم 1000 درصدی یا بیشتر را در طول یک سال تجربه می کنند). در سال 2008 زیمباوه یکی از بدترین تورم های شدید را تجربه کرد به نحوی که تورم سالانه تخمین زده شده این کشور در یک دوره ای به 500 میلیارد درصد رسید. این سطوح بالا از تورم آثار مخربی دارند و کشورها برای برگرداندن تورم به سطوح منطقی از سیاست های ریاضت اقتصادی استفاده می کنند؛ کشور زیمباوه برای خارج شدن از این شرایط پول رسمی کشورش را تغییر داد.

    هر چند که تورم منجر به آسیب دیدن اقتصاد می شود، ولی ضد تورم یا کاهش قیمت ها هم یک مورد مطلوبی نمی باشد. زمانیکه قیمت ها کاهش پیدا می کنند، مصرف کنندگان در صورت امکان در خریدهای خودشان تاخیر می کنند و منتظر هستند که قیمت ها در آینده کمتر شود. تاثیر چنین شرایطی بر روی اقتصاد عبارت از کاهش فعالیت اقتصادی، کاهش درآمد ایجاد شده از طریق تولید کنندگان و کاهش رشد اقتصادی می باشد. ژاپن برای یک دوره زمانی طولانی مدت هیچ رشد اقتصادی نداشت و دلیل اصلی این شرایط عبارت از کاهش قیمت ها یا رکود بود.

    پیشگیری از رکود در طول بحران مالی جهانی 207 یکی از دلایلی بود که باعث شد فدرال رزرو ایالات متحده و سایر بانک های مرکزی نرخ های بهره را در یک دوره طولانی مدت در یک سطح پایینی نگه دارند و برای تقویت سیستم های مالی خودشان از سایر سیاست های پولی استفاده کنند.

    اکثر اقتصاددانان بر این عقیده هستند که تورم پایین، باثبات و مهمتر از همه، قابل پیشبینی برای اقتصاد مناسب می باشد. در صورتیکه تورم پایین و قابل پیشبینی باشد، در نظر گرفتن آن در قراردادهای تعدیل قیمت و نرخ های بهره و کاهش تاثیر مخرب احتمالی راحت تر خواهد بود. علاوه بر این آگاهی از این مورد که قیمت ها در آینده یک مقداری بیشتر خواهد بود، باعث می شود که مصرف کنندگان تمایل به خرید زودتر داشته باشند و این مورد منجر به تقویت فعالیت اقتصادی خواهد شد. اکثر بانک های مرکزی سعی می کنند که تورم را در یک سطح پایین و با ثبات نگه دارند که این مورد به سیاست هدف گذاری تورم معروف است.  در همین راستا می‌توانید پیش بینی نرخ تورم 1400 را در وبسایت متیس مشاهده کنید.

    چه مواردی منجر به ایجاد تورم می شود؟

    بخش های طولانی مدت تورم بالا در اغلب مواقع نتیجه سیاست پولی سهل انگارانه می باشد. در صورتیکه عرضه پول نسبت به اندازه اقتصاد بیش از حد رشد کند، ارزش واحد پول رایج کاهش پیدا می کند؛ به بیان دیگر، قدرت خرید واحد پولی کاهش می یابد و قیمت ها افزایش پیدا می کنند. این رابطه مابین عرضه پول و اندازه اقتصاد به عنوان نظریه کمّی پول شناخته می شود که یکی از قدیمی ترین نظریه های موجود در علم اقتصاد می باشد.

    همچنین فشارهای موجود در سمت عرضه یا تقاضای اقتصاد هم می تواند منجر به ایجاد تورم شود. شوک های عرضه که منجر به ایجاد اختلال در تولید می شوند (همانند بلایای طبیعی) یا افزایش هزینه های تولید (همانند افزایش قیمت ها) می تواند عرضه کلی را کاهش دهد و به تورم فشار هزینه منجر شود که یک محرکی برای افزایش قیمت ها در نتیجه اختلال در عرضه می باشد. افزایش قیمت غذا و سوخت در سال 2008 یک مورد تجربه شده در اقتصاد جهانی می باشد (افزایش شدید قیمت های سوخت و غذا در نتیجه تجارت به کشورهای مختلف انتقال پیدا کرد).

    در نقطه مقابل شوک های تقاضا مواردی از قبیل رشد بازار سرمایه، یا سیاست های انبساطی (همانند زمانیکه بانک مرکزی نرخ بهره را کاهش می دهد یا مخارج دولت افزایش پیدا می کند)، می تواند به صورت موقت تقاضای کل و رشد اقتصادی را تقویت کند. با این وجود در صورتیکه این رشد از ظرفیت تولید اقتصاد فراتر باشد، فشار ایجاد شده در منابع از طریق تورم فشار تقاضا منعکس خواهد شد. سیاست گذاران در مواقع نیاز و بدون تخمین تهییج بیش از حد اقتصاد و ایجاد تورم، باید یک توازنی را مابین تقویت تقاضا و رشد ایجاد کنند.

    همچنین انتظارات هم یک نقش کلیدی را در ایجاد تورم دارند. در صورتیکه افراد یا شرکت ها انتظار قیمت های بالاتر را داشته باشند، این انتظارات را در مذاکرات دستمز و تعدیل های قیمت قراردادی تاثیر خواهند داد (همانند افزایش های خودکار اجاره). این رفتار تا یک حدی تورم دوره بعدی را تعیین می کند؛ بعد از اجرا شدن قرارداد و افزایش قیمت ها و دستمزد مطابق توافق، انتظارات تامین خواهد شد. تا اندازه ای که افراد انتظاراتشان را بر مبنای گذشته اخیر تعیین کنند، تورم از الگوهای مشابه در طول آن دوره زمانی تبعیت خواهد کرد و یک ایستایی تورمی ایجاد خواهد شد.

    تفصیل بیشتر در: دلایل تورم اقتصادی

     

    سیاست گذاران چه برخوردی دارند؟

    مناسب بودن سیاست های ضد تورمی که برای کاهش تورم اجرا می شوند بستگی به علل ایجاد تورم دارد. در صورتیکه وضعیت اقتصادی بیش از حد داغ (دارای تورم شدید) باشد، بانک های مرکزی (در صورتیکه مسئول تثبیت قیمت ها باشند)، می توانند سیاست های انبساطی را اجرا کنند که منجر به کنترل تقاضای کل می شوند و معمولا این کار را از طریق نرخ های بهره انجام می دهند. برخی از بانک های مرکزی تجربه موفقی در اجرای این سیاست پولی از طریق تثبیت نرخ ارز داشته اند. با این وجود در صورتیکه تورم به دلیل عوامل جهانی ایجاد شود و علت آن رشد های داخلی نباشد، چنین سیاست هایی موثر و مفید نخواهند بود. در سال 2008، بعد از افزایش تورم در سطح جهانی در نتیجه رشد قیمت غدا و سوخت، اکثر کشورها اجازه دادند که قیمت های جهانی بالا به اقتصاد داخلی آنها هم وارد شود. در برخی موارد دولت می تواند به صورت مستقیم قیمت ها را مشخص کند (همانطور که در سال 2008 برخی از کشورها برای پیشگیری از رشد قیمت غذا و سوخت انجام دادند). این روش های تنظیم قیمت اجرایی باعث می شود که دولت ها برای جبران درآمد کاهش یافته تولید کنندگان سوبسیدهای قابل توجهی رابه این اقشار پرداخت کنند.

    بانک های مرکزی تا حد زیادی از توانایی خودشان در تاثیر بر انتظارات تورمی به عنوان یکی از ابزارهای کاهش تورم استفاده می کنند. سیاست گذاران برنامه های موقتی خودشان را برای کاهش موقت فعالیت اقتصادی و کاهش تورم بیان می کنند و امیدوارند که بر روی انتظارات و جبران تورم اعمال شده در قراردادها تاثیر بگذارند. هر چقدر که بانک مرکزی معتبرتر باشد، اظهار نظر آن تاثیر بیشتری بر روی انتظارات تورمی خواهد داشت.

    [1] Consumer Price Index

    [2] Wholesale Price Index

    [3] Producer Price Index

    رضا رشیدی

    کارشناس ارشد اقتصاد نفت و گاز

    مطالب زیر را حتما بخوانید:

      چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد. 

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    لینک کوتاه: