شرکتهای نفتی در دوران “انتقال انرژی” – از علی کلاهدوز

پیش بینی قیمت نفت خام 2021 2050
  • ضرورت تغییر در مدل کسب و کار شرکتهای نفت و گاز:

    امروزه مشاهده فشارهای روزافزون قانون گذاران زیست محیطی و سرمایه گذاران طرفدار حفظ محیط زیست بر شرکت های نفت و گاز این انتظار را ایجاد می کند که عملکرد معمول کسب و کار شرکتهای نفت و گاز در درازمدت در معرض تغییر قرار گیرد. در واقع گسترش توافق نامه های بین المللی (بویژه توافق نامه پاریس 2016) با هدف کاهش اتکا به سوخت های فسیلی و کند کردن سرعت تغییرات آب و هوایی چنین ایجاب می نماید که شرکتهای نفتی و کشورهای دارنده نفت را ملزم کند که در ترکیب انرژی خود بازنگری نمایند و در نهایت توسعه منابع جدید از انرژی را در برنامه اجرایی خود قرار دهند.

    به بیانی دیگر حقیقت در مورد نفت و گاز این است که اگرچه فعالیت های این صنعت به طور کلی تقریباً سه درصد از تولید اقتصادی جهان را تشکیل می دهد، ولیکن بیش از 50 درصد از انتشار گازهای گلخانه ای جهان مربوط به آن است. بنابراین شرکت های نفت و گاز همزمان با تلاش برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای چه در طی عملیات خود و چه با تغییر در زنجیره ارزش خود با چالش تأمین تقاضای فزاینده انرژی در یک فضای رقابتی تر در آینده مواجه هستند. در همین حال انتظار می رود انرژیهای تجدیدپذیر سریعترین رشد را در طی دو دهه آینده داشته باشند و توسعه آنها تا سال 2040 پنج برابر افزایش یابد. این بدان معنی است که نیاز بیشتری به انرژی در جهان از طریق عرضه انرژی های تجدیدپذیر تأمین می شود. بطور کلی چشم انداز تنزل موقعیت جهانی نفت و گاز در سبد انرژی و از سوی دیگر پیش بینی افزایش تقاضا برای انرژی در سالهای آینده بدلیل افزایش جمعیت، تبدیل شرکت های نفت و گاز را به “شرکت های انرژی” قریب الوقوع نموده است.

    انتقال انرژی

    شرکت های انرژی یا شرکت های نفت و گازی

    گزارش سالانه چشم انداز انرژی آژانس بین المللی انرژی (IEA) و شرکت مشاوره مکنزی (McKensey) نشان می دهد که علی رغم اینکه که میزان مصرف انرژی جهانی تا سال 2050 تقریباً 50٪ افزایش می یابد، ولیکن در اواخر سال 2020 تعداد اتومبیل های شخصی با مصرف محصولات پایه نفتی به بالاترین تعداد خود رسیده است. لذا رشد تقاضای نفت با اوج پیش بینی شده در اوایل سال 2030 بوده و متعاقباً به طور قابل ملاحظه ای به صورت روند کاهشی خواهد بود. به این معنی که در حالیکه قرار است سهم انرژی های تجدیدپذیر دو برابر شود، ولیکن نفت و گاز به عنوان ترکیب عمده سبد جهانی انرژی باقی خواهند ماند. لذا انتظار می رود سهم انرژیهای تجدیدپذیر در ترکیب سبد انرژی جهانی به شدت افزایش یابد (از 11 درصد امروزه به بیش از 20 درصد تا سال 2040).

    بر اساس مقتضیات اشاره شده در بازار انرژی، شرکتهای نفت و گاز در جهت توسعه پایدار خود ناگزیر به شناسایی و ترسیم استراتژی توسعه در دوران “گذار انرژی یا انتقال انرژی” هستند. با ترسیم اهداف جدید مطابق با نیازهای زیست محیطی کل جهان، اقتضای تغییر در مدل های کسب و کار سنتی ناگزیر می نماید. به معنی دیگر در آینده، یکی از اهداف مهم این سازمانها دستیابی به توسعه پایدار ملتها بوده و در این مسیر بسیاری از برنامه ها، استراتژی ها، چارچوب ها و پروژه ها خلق خواهند شد که به صورت آگاهانه و منطقی دو پیشرفت را ایجاد می کنند: اول اینکه این فعالیتها و رعایت قوانین به شرکت ها کمک می کنند تا در جامعه از اعتماد بیشتری برخوردار باشند و دوم اینکه این اعتماد باعث می گردد تا سود بیشتری در درازمدت نصیب این سازمان ها گردد.

    مفهوم انتقال انرژی در کسب وکار شرکتهای نفت و گاز

    مرور تاریخ طی 200 سال گذشته نشان می دهد به طور متوسط هر 50 تا 60 سال، تغییر عمده ای در سبد انرژی بوجود آمده است که تحت تأثیر یک محرک معین قابل تشخیص می باشد. عمدتاً نوآوری ها و کشفیات علمی بوده اند که منجر به تغییرات چشمگیری در استفاده از منابع انرژی شده است. در حالیکه انتقال اخیر انرژی توسط محرک تغییرات آب و هوایی و جلوگیری از آلودگی هوا هدایت می شود. بدین معنی که “انتقال انرژی” که امروزه مورد نظر است تنها یک انتقال ساده از مصرف زیاد نفت و گاز به سوی استفاده بیشتر از انرژی های تجدیدپذیر به جای نفت نفت و گاز نیست، بلکه این تغییر به معنی تغییر در روش تولید و سطح مصرف انرژی در مقیاس جهانی است. به این معنی که این تغییر همچنین می تواند شامل تغییر در فعالیتهای شرکتهای نفت و گاز از “کربن زیاد” به “کم کربن” و درنتیجه تولید کمتر گازهای گلخانه ای باشد.

    انتقال انرژی Energy transition

    سابقه انتقال انرژی در طول تاریخ

    علیرغم ناگزیر بودن همراهی با “انتقال انرژی”، ولیکن سرعت انتقال به وضعیتی که اقتصاد جهانی کمتر وابسته به سوخت های فسیلی باشد، همچنان برای تمامی بازیگران این صنعت کاملاً شناخته شده نمی باشد. ولیکن آنچه مسلم این است که آینده برای شرکتهای نفت و گاز بدون همراهی با “انتقال انرژی” همراه با تردید و مخاطره خواهد بود. آنچه مسلم است گام نهادن در “انتقال انرژی”، آنها را قادر می سازد تا در توسعه پایدار مشارکت کنند و در این زمینه تخصص و فناوری لازم را کسب نمایند. لذا، تبدیل شدن به یک شرکت تأمین کننده انرژی یا حداقل شرکتی که آلودگی محیط زیستی کمتری تولید می کند همان چیزی است که شرکت های پیشرو در توسعه پایدار خود پیگیری می کنند. این امر به آنها کمک می کند تا از لحاظ فناوری تکامل یابند و مزیت رقابتی داشته باشند و در نهایت اعتماد سازی به تصویر تجاری آن شرکت در بین مردم قوی تر گردد.

    سازگاری کسب و کار شرکتهای نفت و گاز با “انتقال انرژی”

    بررسی برنامه های رسمی شرکتهای شناخته شده نشان می دهد که “انتقال انرژی” برای شرکت های مختلف نفت و گاز در عمل به اَشکال مختلفی در حال پیگیری است. نگرشهای شرکتها نسبت به ریسک، روابط متفاوت با مشتریان و سرمایه گذارانشان، اینکه در چه مناطق مختلف جغرافیایی فعالیت می کنند و اینکه دارای چه نوعی از تخصص هستند، اختلافات فراوانی در انتخاب برنامه اجرایی در “انتقال انرژی” را ایجاب می نماید. به طور کلی می توان چهار استراتژی تحول در پاسخ به “انتقال انرژی” در نظر گرفت:

     الف- استراتژی کاهش انتشار گازهای گلخانه ای از طریق بهبود کارایی عملیات

    بسیاری از شرکتهای بزرگ نفت و گاز با توجه به فعالیتهای خود، اهداف کاهش تولید گازهای گلخانه ای را برای خود تعیین کرده اند و برخی (مانند شرکت Shell) هزینه های اجرایی را نیز به این اهداف گره زده اند. در این مسیر، برخی تغییرات عملیاتی داخلی از جمله ممیزی منظم، به روزرسانی تجهیزات، پیاده سازی سیستم های مدیریت انرژی و غیره لازم است. گرایش به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای همچنین می تواند با کاهش مصرف انرژی توسط خود شرکتها از طریق افزایش بهره وری در عملیات نفت و گاز باشد. این امر در مورد شرکتهای ملی نفت نیز صدق می کند، به عنوان مثال شرکت Petronas مالزی به طور فعال از سوختن گازهای همراه در گاز مشعل کاهش داده است.

    ب – متنوع سازی سبد پروژه ها (پورتفو)

    این استراتژی به خلق ارزش افزوده با ورود منابع تجدیدپذیر در سبد سرمایه گذاریی ها و دارایی شرکتها اشاره دارد. از جمله این تنوع به فناوری های خورشیدی، بادی و برق اشاره دارد که از محبوبترین فناوری ها برای سرمایه گذاری می باشد. همچنین در این مسیر تعدادی از شرکت های بزرگ نفتی نیز در حال ایجاد مشارکت با شرکت های استارتآپ دانش بنیان فعال در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر هستند. انتظار می رود با گسترش این ادغام و اکتساب ها طیف وسیعی از فناوری های کم کربن در صنعت نفت و گاز به سرعت توسعه یابند. برای مثال در سال 2017 شرکت BP  43% از سهام شرکت Lightsource ، بزرگترین توسعه دهنده خورشیدی اروپا را اکتساب کرد و سرمایه گذاری های اخیر شرکت Total اکنون شامل انرژی خورشیدی، بادی، ذخیره انرژی، فناوری توزیع بهینه انرژی، هیدروژن، سوخت های زیستی و توسعه تولید مواد شیمیایی پیشرفته است.

    ج – ادغام فناری های تجدیدپذیر در عملیات نفت و گاز

    برخی از شرکت های بزرگ نفت و گاز در حال حذف یا کاهش تولید کربن در فعالیت های خود هستند، به این ترتیب که انرژی مورد نیاز خود جهت انجام عملیات اکتشاف، توسعه و تولید از میادین را از طریق منابع تجدیدپذیر تأمین می کنند. علاوه بر منابع تجدیدپذیر، برخی از شرکت ها از “گاز برای تولید برق” جهت مصرف عملیات توسعه میادین خود استفاده می کنند. شرکت های آمریکایی بیشتر از چنین استراتژی جهت اجرایی نمودن “انتقال انرژی” سود می جویند. برای مثال در سال 2019 شرکت Chevron توافق نامه 12 ساله ای را برای تأمین برق میادین غربی تگزاس از یک مزرعه بادی امضا نمود.

    د- ادامه تمرکز بر روی نفت و گاز با رویکرد حذف مرزبندی در زنجیره ارزش

    واقعیت این است در حال حاضر با توجه به هزینه بالای تولید انرژیهای تجدیدپذیر و همچنین مشکلاتی که با ذخیره آنها همراه است باعث گردیده است که هنوز هم اغلب شرکتهای نفت و گاز بر تمرکز بر بازار نفت و گاز تأکید ورزند. در واقع اگرچه سودآوری سرمایه گذاری در انرژی تجدیدپذیر به اثبات رسیده است، ولیکن واقعیت این است که نفت به طور کلی هنوز هنوز هم سودآورتر از انرژیهای تجدیدپذیر است. این امر به ویژه در مورد شرکت های آسیایی و ایالات متحده و بازیکنان کوچکتر نفت و گاز که می خواهند از خروج جزئی شرکت های بزرگ نفتی سود ببرند، صدق می کند.

    انتقال انرژی

    استراتژیهای چهارگانه در مواجهه با انتقال انرژی

    همچنین در مورد شرکتهایی که کمتر تحت تأثیر محرکهای اشاره شده فوق قرار دارند، انتظار می رود که سرعت تغییر در آنها به سمت انرژی های تجدیدپذیر کمتر مشهود باشد. به این معنی که اگر فشار سرمایه گذار کم باشد و نظارت زیست محیطی چشمگیری نباشد و یا اینکه شرکت دارای ذخایر اقتصادی (ذخایر عظیم و ارزان قیمت جهت تولید) نفت و گاز باشد، عزم زیادی در حرکت به سوی “انتقال انرژی” مورد انتظار نمی باشد. این انتظار در مورد کشورهای در حال توسعه که دارای ذخایر عظیم ذغال سنگ یا نفت و گاز هستند و همیشه یک منبع ارزان قیمت در دسترس بوده است بیشتر صدق می کند (مانند اندونزی و ویتنام و حتی کشورهای خاورمیانه از جمله ایران). در همین راستا نیز مشاهده می شود که تاکنون شرکتهای بزرگ نفت و گاز اروپایی گامهای بیشتری را در مقایسه با همتایان آمریکایی خود در راستای “انتقال انرژی” برداشته اند.

    در مورد استراتژی ادامه تمرکز بر روی نفت و گاز بایستی در نظر داشت که عموماً شرکتهای نفت و گاز متناسب با شرایط ریسک همراه با بخش های مختلف صنعت، سرمایه خود را در بخشهای متنوعی از زنجیره ارزش نفت و گاز به کار خواهند گرفت. مهمترین عامل در تنوع پذیری و حذف مرزبندی در زنجیره فعالیت در صنعت نفت و گاز نیز پیرو این قانون کلی است که سرعت تغییر تکنولوژی در این صنعت زیاد است و بایستی شرکتها خود را برای انعطاف پذیری در این صنعت آماده نمایند. همچنین عدم تمرکز شرکتها به یک کالای تولیدی باعث خواهد شد که تمرکز شرکتها بر روی بخش خاصی از زنجیره ارزش نفت و گاز کمتر گردد و لذا به حذف مرزبندی در زنجیره ارزش اقدام نمایند. در واقع در صورت کاهش قیمت نفت خام، تنها شرکتهایی می توانند در طول زمان سودآور باشند که بتوانند در بخشهای بیشتری از زنجیره نفت و گاز تولید ارزش نمایند.

    بطور کلی استراتژیهای چهارگانه مورد اشاره به معنی تفکیک کامل برنامه های شرکتهای نفت و گاز جهت عملی نمودن تحول در دوره “انتقال انرژی” نمی باشد. بلکه شرکتهای نفت و گاز ترکیبی از استراتژیهای فوق الذکر را با شدت و حدّت متفاوتی به کار می برند.

    جایگاه کسب و کار شرکتهای ایرانی در دوره “انتقال انرژی”

    به طور کلی کشور ایران تنها کشوری از ده کشور با بالاترین سطح تولید دی اکسید کربن در جهان است که در اجلاس های بین المللی سران کشورها در سالهای 2016 و 2021 حضور فعالی ندارد و هنوز سیستمهایی برای اندازه گیری میزان انتشار دی اکسید کربن جهت تولید هر بشکه نفت توسعه نداده است. لذا عدم توسعه مقررات سخت گیرانه در راستای محدودیت تولید کربن به همراه حضور ذخایر اقتصادی قابل توجه هیدروکربوری با شرایط استخراج ارزان قیمت در کشور باعث گردیده است که استراتژیهای با شدت اجرایی بالایی در راستای “انتقال انرژی” توسط شرکت ملی نفت ایران و همچنین شرکتهای ایرانی نفت و گاز اتخاذ نگردد.

    در این راستا مرور فعالیت شرکت های نفتی ایرانی که به عنوان شرکتهای فعال در اکتشاف، توسعه و تولید منابع هیدروکربوری مورد تایید وزارت نفت شناخته می شوند و به شرکتهای اکتشاف و تولید هم شناخته می شوند، نشان از این دارد که بنا به در دسترس بودن ذخایر عظیم نفت و گاز در کشور، استراتژی ادامه تمرکز بر روی نفت و گاز در آنها غالب است و تنها در تعداد محدودی از شرکتهای ایرانی گامهای محدودی همگام با “انتقال انرژی” برداشته شده است. در این گامهای اولیه بیشترین استراتژی از نوع متنوع سازی سبد پروژه ها و تمرکز بر توسعه نفت و گاز با رویکرد حذف مرزبندی در زنجیره ارزش قابل مشاهده است.

    استراتژی شرکت های نفت و گاز ایرانی

    راهکارهای شرکت های نفت و گاز ایرانی در همگام شدن با انتقال انرژی

    به طور کلی راهکار شرکتهای ایرانی در همگام شدن با “انتقال انرژی” می تواند از دو منظر کوتاه مدت و بلندمدت مورد بررسی قرار گیرند:

    الف- راهکارهای کوتاه مدت:

    • تشکیل کمیته های تخصصی جهت بررسی دقیق راهکارها و استراتژی های “انتقال انرژی”.
    • تدوین برنامه های عملی جهت اجرای “انتقال انرژی” و همچنین پیاده سازی برنامه تدوین شده در سازمان و پایش بر پیاده سازی آن.
    • تلاش برای شناسایی، انتخاب و توسعه فن آوری هایی که به دیجیتالی شدن و بهینه شدن عملیات و فرآیندهای مدیریتی در دوره “انتقال انرژی” کمک می نمایند.
    • مساعدت در تأسیس و توسعه مراکزی جهت اندازه گیری، پایش و استانداردسازی میزان کربن تولیدی در فعالیتهای جاری صنعت نفت و گاز کشور.

    ب- راهکارهای بلند مدت:

    • تلاش برای یکپارچه کردن و حذف مرزبندی زنجیره فعالیت در صنعت نفت و گاز (تنوع سازی سبد پروژه ها در بخشهای بالادستی و پایین دستی و همچنین توسعه فعالیت در تولید محصولات دانش محور) به جهت توسعه ارزش افزوده.
    • شناسایی و توسعه فن آوریهای ضروری در توسعه دانش فنی و مهندسی مرتبط با انرژی های تجدیدپذیر و فناوریهای مرتبط با کاهش انتشار گازهای گلخانه ای از طریق بهبود کارایی عملیات بواسطه تأسیس واحدهای مهندسی ذیربط.
    • تمرکز بر پروژه های اقتصادی به جای تمرکز بر حوزه خاص در انرژی (شبیه به این استراتژی نیز توسط شرکت TOTAL دنبال می گردد که به جای تمرکز بر حوزه خاص در انرژی بر اقتصادی بودن پروژه و کاهش هزینه در شرکت تمرکز دارد).
    علی کلاهدوز

    علی کلاهدوز

    نویسنده: آقای علی کلاهدوز، رئیس توسعه کسب و کار E&P پتروپارس (لینکدین)

     

    دانلود پیش بینی قیمت نفت خام 2050

    دانلود پیش بینی نرخ ارز تا پایان 1400

    دانلود پیش بینی تورم تا پایان 1400

    آرشیو گزارش های اقتصادی، مطالعات و خبرنامه ها

     

     

    صابر نجارقابل

    صابر نجارقابل هستم. لیسانسم رو اقتصاد پول و بانکداری خوندم از دانشگاه شهید بهشتی و دوره ارشد اقتصاد نفت و گاز خوندم از دانشگاه صنعت نفت.

    مطالب زیر را حتما بخوانید:

      چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد. 

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    لینک کوتاه: